تبليغاتX
گندم و بلدرچین


گندم و بلدرچین

گندم و بلدرچین

*توضیح:

آن آهنگ  «خون جاری» را خاموش می کنم ، به احترام بوی بلیغی که روز به روز دارد شدید تر می شود . پس بشنویم :

 

می توانم به اشاره ای

خورشید را از غرب

به میانه ی آسمان باز گردانم.

 

می توانم فراگیرترین آب ها را

از تنوری تنگ

به قعر زمین فرو برم .

 

و شاید یک روز

دریاها را بالا بگیرم

تا رود ها به سرچشمه هایشان بازگردند

اما فرات هرگز باز نخواهد گشت

به روزهای پیش از فرات....

::: چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388::: 11:8 ::: میرجعفری| |

 

 

... که جاری  نماند یا بماند

 

طناب و حلقه ای ... اما بماند

 

پس از تصمیم ما این چارپایه

 

چقدر از پا بیفتد تا بماند؟!

::: چهارشنبه هجدهم آذر 1388::: 11:32 ::: میرجعفری| |

 

 

 

...که خون جاری است ،جاری از گلویی

 

اذان گفتند اکنون با چه رویی ،

 

تو می خواهی که با آب وضویت

 

لب چاقوی تیزی را بشویی!

 

 

 

* احتمالا تا چند پست بعدی دو بیتی هایی با همین صدا ـ صدای خون - برایتان می نویسم .

 

 

 

::: یکشنبه هشتم آذر 1388::: 11:45 ::: میرجعفری| |

لا اقل

 این اواخر را با من باش

به خاطر پسرم

که هر روز  نگران تر  قد می کشد 

و دستش به همه ی چراغ ها  نه....

می رسد .

می گوید :

ـ بابا ! بزرگ بشم  که چی؟

 که هر روز برم اداره ؟

اصلا تو هم 

امروز زودتر بیا خونه!

می گویم :

ـ پسرم!

آدم ها  هزار جور بغض می کنند.

به جای هم گریه می کنند،

غصه می خورند،

اما هر کس برای خودش پیر می شود.

رو می گرداند که :

ـ مامان

پس برای من

یک چایی غمگین بریز!

 

 

* جملات سبز نقل قول مستقیم از پسرم مسیح است.

::: سه شنبه بیست و ششم آبان 1388::: 12:35 ::: میرجعفری| |

به احترام ضیاءالدین ترابی 

 

 

عنوان اين نوشته « و » است ، يعني واو عطف ، نه واو كه يكي از حروف الفباست ! توضيح مي دهم كه چرا « و » .

حقيقت اين است كه ضياءالدين ترابي را با واو عطف مي شناسم ، آن هم واو عطف در انتهاي سطرهاي شعرش . راستي چرا بايد مصرع يا بند شعري با « و » به پايان برسد ؟ بهتر نيست هر كجا در پايان مصرعي به واو رسيديم، آن را به مصرع بعدي متصل كنيم ؟ چرا ترابي چنين نمي كند ؟ همين چند روز پيش از وي خواستم يكي دو نمونه از شعرهايش را در اختيارم بگذارد . لطف كرد و اين شعر را با دست خط خودش به من داد كه اتفاقا چند واو مهم دارد :

 

و اما دون كيشوتي كه با دوچرخه سفر مي كند

به دور جهان

يقين چيزي كم دارد

با اين همه هركس حدس خودش را مي زند و

دون كيشوت حدس خودش را

بالا رفتن از نردبان پست مدرنيسم اين آفت ها را هم دارد

 

بقيه ي شعر را نمي آورم ولي بدانيد چند « و » عطف ديگر در ادامه ي همين شعر هست ! 

*** 

شعر آيينه ي تمام نماي رفتار و سلوك شاعر نيست اما معتقدم در شعر مي توان بخش هايي از رفتار و كردار شاعر را تماشا كرد . نمي گويم مثلا اگر شاعري ريش  پرفسوري اش را رنگ مي كند يا سيگارش را در جورابش مي گذارد ، حتما از واو عطف در انتهاي مصرع هاي شعرش استفاده مي كند ! و اگر دست از اين كارها بردارد ، شايد ديگر اصلا از واو استفاده نكند ... اما مطمئنم واو عطف به بخشي از وجود ضياءالدين ترابي مربوط است .

واو عطف يعني حرف هاي گوينده يا شاعر ، به جاي ديگري از اين عالم معطوف است ومعطوف بودن با عاطفه ـ كه رابطه اي بين آدمي و اطراف است ـ بي ارتباط نيست و مي خواهم از همين جا به طرز غير مترقبه اي نتيجه بگيرم واو عطف در شعر ترابي نشانه ي عاطفه ي اوست ، گرچه شايد هيچ كس ـ‌جز اهالي منزل ايشان ـ از ايشان نشنيده باشد : عزيزم !

ترابي اصلا اهل اين گونه اداها نيست اما اين دليل نمي شود كه دلش براي كسي( مثلا مجید سعدآبادی و حبیب محمدزاده) تنگ نشود يا براي دستگيري ، به « پاره خط » سينا عليمحمدي مقدمه ننويسد .

ترابي به همين راحتي كسي را به وجودش راه نمي دهد . دوستي با او حتما « گمركي »       مي خواهد و اين شايد بي ارتباط با سوابق ايشان نباشد .

برگرديم به واو عطف ؛ همين شعري كه اتفاقي از او گرفتم و اين جا به عنوان نمونه آوردم ،اصلا با واو شروع شده است و اين يعني همه ي حرف هاي من:

 ترابي   به بي گرانگي ديگري وصل است و این شعر فقط چشمه اي معطوف به آن است .

ترابي توانسته با همين واو به ظاهر كوچك ، تشخصي به شعر خود ببخشد .اين روزها كمتر شاعري را مي شناسم كه مانند ترابي به شعرهايش شبيه باشد . شعرهاي ترابي شبيه خود اوست  با همان جديت و عاري از عواطف افراطي و سرريز كه خواننده هاي امروزي چندان نيازي به آن ندارند .

ترابي خواننده ي خود را متقاعد كرده است كه پايان سطر ، پایان عطف نيست و عطف هاي ما نبايد در ميانه ي حرف هايمان گم شوند .

 

** و اما بعد :

ای کاش این نوشته را دست کم برادر عزیزم محسن مومنی بخوانند....

 

 

 

::: شنبه بیست و سوم آبان 1388::: 9:16 ::: میرجعفری| |


Design By : Moussa Hashemzadeh