تبليغاتX
گندم وبلدرچین
شنبه بیست و دوم دی 1386
سفر اول
   *این یک سفرنامه است .آیا این سفر دوباره برایم تکرار می شود ؟!



 ... و نخل ها که سحر سر به آسمان دادند

صلات ظهر که شد ،ایستاده جان دادند

 

صلات ظهر  درختان اقامه می بستند

که روح و راحت خود را به باغبان دادند

 

چه نخل ها که به انگشت های نامعلوم

جهان گمشده ای را به ما نشان دادند

 

مسافران غریبی که دیر می رفتند

به کاروان نرسیدند ،تشنه جان دادند

 

کنار نعش افق ناله های نیزاران

غروب بود و چه حالی به کاروان دادند

 

درست روی همین خاک ، یادمان باشد

به عاشقان جهان خط بی امان دادند

 

همین مشاهد مظلوم در دیار غریب 

به سر زمین شما هفت آسمان دادند

 

              ****

( به سرزمین شما آه... سرزمینی که

غریب و دوست بدان زخم و استخوان دادند

 

غریبه ها که فقط شکل میزبان بودند

به زئران رطب دشنه و سنان دادند

 

برای هر که مسافر برای هر که رسید

سگان کوفه دویدند دم تکان دادند

 

وقیح بود ولی عابران نامربوط

به جای چشم شما را دو  تکه نان دادند  )

                 ****

همین مشاهد مظلوم در دیار غریب

به سرزمین شما هفت آسمان دادند

 

به تشنگان مجاور فرات نوشاندند

به خستگان سفر توشه و توان دادند

 

به احترام شکفتن جوانه رویاندن

به نخل های کهن فرصتی جوان دادند

 

اگر چه تشنه در آغوش آسمان رفتند

به سرزمین عطش صبح و سایه بان دادند

 

به رغم آنچه به حلق بریده ای نرسید

چه جام ها که به مردان این جهان دادند

 

شبیه رود اگر آبروی این خاک اند

شبیه چشمه به هر خطه ای روان دادند

 

خدای من! چه بهار شگفت انگیزی

به بوستان غزل خیز عاشقان دادند  

 

چقدر بوی تو پیچید و  باد می آید

 چقدر بوی تو را یاس و ارغوان دادند

 

" زبان خامه ندارد سر بیان فراق "

زبان خام مرا جرئت بیان دادند ؟! 

  

+ سید اکبر میر جعفری
سه شنبه یازدهم دی 1386
آهو
با ا حترام به و اعتذار از بیدل دهلوی، محمد سعید میرزایی ، امید مهدی نژاد و آهوهای این حوالی و تقدیم به

ناصر فیض

 

چه کس آورده بیرون جای کفتر از کلاه آهو ؟

حواست نیست می گویی به یابو اشتباه آهو

 

اگر دقت بفرمایید یابو یال و دم دارد

و دارد گوشه ی لب یک عدد خال سیاه آهو

 

و یک توضیح دیگر این که یابو واقعا یابوست

ولی آهو  گهی میش است و گاهی شیر و گاه آهو

 

اگر جنگی شود آهو به جای شیر می رزمد 

خودم دیدم که می بردند توی پایگاه آهو

 

چنان از جفت بیزار است این حیوان در این احوال

که می ترسم کند تولید مثل بی لقاح آهو

 

امان از بچه آهویی که شیر مادرش خشکید

ولی هرگز نمی نوشید از شیر پگاه آهو

 

هوا سرد است می دانم که سینو(و)زیت می گیرد

اگر امروز نگذارد به روی سر کلاه آهو

 

نمی خواهی ترافیک خیابان ها روان گردد ؟

بیا بگذار از فردا سر هر چار راه آهو

 

از آن جایی که آهو را به جای ببر می گیرند

نمی پوشیده از سابق لباس راه راه آهو

 

همان شاعر که از خوبی به آهو ماه می گوید

همان شاعر ولی هرگز نمی گوید به ماه ، آهو

 

نگو ترسوست این حیوان سیاسی نیست ، شاید هم

اگر شیری نباشد می شود مشروطه خواه آهو

 

اگر بزها نمی افتند در چاه زنخدانش

یقین دارم می آموزد به آن ها راه و چاه آهو

 

اگر چشمان آهو شیوه ی عاشق کشی دارد

تو را هم می کند در زیر پای خود تباه آهو

 

اگر چه تا ابد از فیض تو لب تشنه می ماند

ولی هرگز نمی نوشد ز آب زیر کاه آهو

+ سید اکبر میر جعفری