تبليغاتX
گندم و بلدرچین


گندم و بلدرچین

گندم و بلدرچین

دوشنبه،۱۸/۶/۸۷ ساعت ۱۴

     من و حاج جواد محقق با یک بلیط چهارنفره صادره از حوزه ی هنری برای تماشای فیلم پرچم های قلعه ی کاوه اثر استاد محمد نوری زاد ( نور ... زاد !) به سینما سپیده رفتیم .مسئول گیشه گفت :تا این لحظه حتی یک بلیط هم نفروخته ایم ،، بنابراین از نمایش فیلم معذوریم ! اما پس از ده دقیقه بخت ما و در  (درب) سالن گشوده شد : یکی آمد و بلیطی خرید !

    فیلم با ۴ تماشاچی نمایش داده شد اما آن که بلیط خریده بود ،مارا تنها گذاشت و رفت .

به نظرشما نفر چهارم که بود؟

 

من از فیلم خوشم نیامد اما به نظرم حاج آقا از آن خوشش آمده بوده است...

    درباره ی فیلم:

   فیلم ماجرای قرآنی خطی را روایت می کند که ظاهرا نیت کاتب آن خالص نبوده است ،، زیرا این مصحف به دست هرکس می رسد ، بلایی عظیم بر سرش می آید . خدا را شکر می کنیم که فعلا قرآن مذکور در موزه نگهداری می شود!

::: سه شنبه نوزدهم شهریور 1387::: 10:33 ::: میرجعفری| |

برای سید رضا طباطبایی ـ  دایی ام ـ که با درد  و زخم زیست  و به آسایش رسید . باقی ماجرا را از زاینده رود بپرسید.

 

...و خواست سرخ ترین میوه ی زمان بشود

انار تازه ای از باغ آسمان بشود

 

انار بود که می خواست بشکفد در خویش

و زخم های تنش دشت ارغوان بشود

 

دچار بود به ماندن دچار بود به زخم

ولی نخواست که سر بار این و آن بشود

 

چه زخم ها  که چنان تن به استخوان دادند

که زخم پوشش یک مشت استخوان بشود

 

ستاره زیست و کم کم دل از کویر برید

که ماه روشن شب های اصفهان بشود

 

... که ماه رفته به زاینده رود بر گردد

و رود شیوه ی رفتار عاشقان بشود

 

چه اشک ها که به زاینده رود پیوستند

که رود در شب این شهر کهکشان بشود

 

سپیده بود و جوان تر زصبح بر می خاست

به کاروان برسد بلکه جاودان بشود

             * * * *

شما پرنده ندیدید آشیان باشد

شما درخت ندیدید  باغبان بشود

::: چهارشنبه ششم شهریور 1387::: 16:12 ::: میرجعفری| |


Design By : Moussa Hashemzadeh