گندم و بلدرچین
گندم و بلدرچین
من و حاج جواد محقق با یک بلیط چهارنفره صادره از حوزه ی هنری برای تماشای فیلم پرچم های قلعه ی کاوه اثر استاد محمد نوری زاد ( نور ... زاد !) به سینما سپیده رفتیم .مسئول گیشه گفت :تا این لحظه حتی یک بلیط هم نفروخته ایم ،، بنابراین از نمایش فیلم معذوریم ! اما پس از ده دقیقه بخت ما و در (درب) سالن گشوده شد : یکی آمد و بلیطی خرید ! فیلم با ۴ تماشاچی نمایش داده شد اما آن که بلیط خریده بود ،مارا تنها گذاشت و رفت . به نظرشما نفر چهارم که بود؟ من از فیلم خوشم نیامد اما به نظرم حاج آقا از آن خوشش آمده بوده است... درباره ی فیلم: فیلم ماجرای قرآنی خطی را روایت می کند که ظاهرا نیت کاتب آن خالص نبوده است ،، زیرا این مصحف به دست هرکس می رسد ، بلایی عظیم بر سرش می آید . خدا را شکر می کنیم که فعلا قرآن مذکور در موزه نگهداری می شود! ...و خواست سرخ ترین میوه ی زمان بشود انار تازه ای از باغ آسمان بشود انار بود که می خواست بشکفد در خویش و زخم های تنش دشت ارغوان بشود دچار بود به ماندن دچار بود به زخم ولی نخواست که سر بار این و آن بشود چه زخم ها که چنان تن به استخوان دادند که زخم پوشش یک مشت استخوان بشود ستاره زیست و کم کم دل از کویر برید که ماه روشن شب های اصفهان بشود ... که ماه رفته به زاینده رود بر گردد و رود شیوه ی رفتار عاشقان بشود چه اشک ها که به زاینده رود پیوستند که رود در شب این شهر کهکشان بشود سپیده بود و جوان تر زصبح بر می خاست به کاروان برسد بلکه جاودان بشود * * * * شما پرنده ندیدید آشیان باشد شما درخت ندیدید باغبان بشود
| Design By : Moussa Hashemzadeh |


