
۱
چک چک بخاری نفتی داغون کلاس
اگه خاموش اگه روشن بوی نفتش مال ماس
اخم آقای کلافه ،ناظم بی حوصله
زنگ تفریح معلم ، وقت حل مسئله
زنگ بی معلمی توی حیاط مدرسه
درس یک ساعت بد ، مثلثات و هندسه
کوچه تنگه نفسش تا به خیابون برسه
کوچه نبض بچه هاس که می زنه دلواپسه
سر سفره بوی نفته پول نفته نون نفت
حتی بوی نون گندم نفسش گرفت و رفت
واسه این پنجره ها دیدن دعوا عادته
هنوزم آخر دعوا اول رفاقته
. . . . . . . . . . . . . . . . . .
۲
گفته بودی می گم ابرا دم بگیرن و ببارن
حالا وعده هات عزیزم نه به بارن نه به دارن
می گی آدما عزیزن من می گم اما عزیزم!
بعضیا مشغله دارن بعضیا مسئله دارن
شهرمون خیلی شلوغه هم شلوغه هم دروغه
مردمش یا سر کارن یا نه اصلا همه کارن !
می گم از این همه آدم کی تو باغه کی تو راهه ؟
می گی اون ها که پیادن ، می گم اون ها که سوارن !
نه به دارن نه به بارن وعده هات اما عزیزم
حالا چشما حالا ابرا ، تو بگو بلکه ببارن