تبليغاتX
گندم وبلدرچین
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
دستاس
دیر کرده بودی

مثل هنوز

            که نمی آیی .

به مادر گفتم :

- اگر سپیده نیاید...؟

خندید و نگاه کرد به دستاس.

 

و من که ستاره نداشتم

کودکی هایم پر از ستاره شد ،،

ستاره هایی که با خرده های ماه گذشته می ساختم .

 

این روزها

بزرگ شده ام

که دیگر دستم به هیچ ماهی نمی رسد .

 

تو

که صدایت به کودکی هایم می رسد

به مادر بگو :

دنیای ما

ماه نه

تیرگی هایی دارد

که باید زیر دستاس تو خرد شوند .

+ سید اکبر میر جعفری